January 2009
39 posts
“
when you’re born you cry and the world is happy.
when you die, the world cries… and you are happy.
”
+ one last thing
Dance
The dance is a poem of which each movement is a word.
+ Mata Hari
Locke: That’s why you and I don’t see eye-to-eye sometimes, Jack — because you’re a man of science.
Jack: Yeah, and what does that make you?
Locke: Me, well, I’m a man of faith. Do you really think all this is an accident — that we, a group of strangers survived, many of us with just superficial injuries? Do you think we crashed on this place by coincidence...
چه اهمیتی داره که شبیه چی و کی می نویسم. وقتی خودم این نوشته ها رو دوست دارم.
اینجا من رو یاد دفتر خاطرات صورتی رنگم می ندازه که خاطرات مهم دوران دبیرستانم رو اولش و همه شعر ها و جمله های قشنگ رو ته اش می نوشتم.
توییتر یا فرندفید خاطرات آدمو نابود میکنن. باید در دنیایی از فید ها و نوشته های در هم به دنبال گذشته ات بگردی.
وبلاگم رو دوست دارم.
من از این آدم هایی هستم که دوست دارم کلکسیون...
خانم “ی” رو دوست دارم. خانم “ی” میخنده و تلخ ترین اتفاقات رو با شوخی برام تعریف می کنه.
امروز داستان برادرش رو تعریف کرد.که 6 ساله می خواد با دختری ازدواج کنه اما خانواده دختر اجازه نمی ده. خندیدم
حتی میشه به بدترین ها هم خندید.
من هنوز چیزهای کوچکی دارم برای گریه کردن
اصلا یک چیزهایی هست که نمیشه بهش عادت کرد.اینکه ببینی خیلی ها اطراف تو با پارتی دارن به یه جاهایی می رسن.به خودت میگی این که چیزه طبیعیه اما وقتی تو موقعیتش قرار میگیری…..
نمی دونم شاید من واقعا مستحق هیچ چیز نیستم.مستحق اینکه رسمی شم.مستحق اینکه از خیلی از مزایا استفاده کنم… کاش از فلان دانشگاه کوفتی مدرک نداشتم که لاقل اینقده دلم نمی سوخت…..
خیلی جالبه که فکر می کردم بعد از...
گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد گلچهره مپرس پروانهء تو بی تو کجا رها شد مپرس مپرس مرنجان دلــت را رها کن غمت را رها کن مخور غم مخور غم نـــگارا گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد… مپرس مپرس
Jerusalem
What is Jerusalem? Your holy palaces lie over the Jewish temple that the Romans pulled down. The Muslim places of worship lie over yours. Which is more holy?
The wall? The Mosque? The Sepulchre?
+Balian of Ibelin-Kingdom of Heaven
خیلی وقتا فکر می کنی تنهایی.فکر می کنی برای هیچکس مهم نیستی. اما وقتی اتفاق خاصی برات می افته میبینی همه اون ها داشتن بهت فکر می کردن و برات آرزو های خوب داشتن.
دیروز خیلی ها بهم فکر کردن. خیلی خوشحالم
stay close to me
Hold your head high Hold your arms open wide Let the worlds start come alive When you stay close to me
Today this could be the greatest day of our lives
+take that lyrics
حسین جون
یعنی من دیشب یک ساعت نشستم و صدای آمریکا دیدم فقط به خاطر اینکه ببینم اوباما تو قسم اش میگه باراک اوباما یا باراک “حسین” اوباما.
ولی حسینه رو گفت
افکار
وقتی کسی بلایی سر ما میاره یه باره.اما هر وقت بهش فکر کنیم خودمون داریم اون بلا رو به دفعات سر خودمون میاریم.
شاید نشه جلوی اتفاقات رو گرفت اما جلوی این فکر ها رو چرا.
خنده
:)))))))))))) این آواتور من که داره می خنده
تهدید ها
تهدید ها رو باید به فرصت تبدیل کرد.
جدایی
وقتی پیشته از جداییش می ترسی.وقتی ازت می خواد جدا شه ناراحتی و وقتی رفت دیگه بهش فکر نمی کنی….
یاده روزی افتادم که رفت و من گریه کردم.
و امروز بعد از 2 سال دل تنگش شدم
جدایی خاصیت عجیبی داره.
مفید بودن
امروز یکی ازم پرسید تو برای اجتماع چه نفعی داری؟چه کاری برای مردم و اطرافیانت انجام می دی؟
منظور اینه که چه کار عام المنفعه!ای انجام میدی؟
…….هیچی
یعنی زرشک. الان که فکر می کنم میبینم من برای جامعه فقط اکسیژن به دی اکسید کربن تبدیل میکنم.هیچ غلط اضافی در این راستا انجام نمی دم :(
سوال خوبی. منو تو فکر فرو برد(امیدوارم فقط همین طوری تو فکر نمونم و یه کاری بکنم)
make a wish
I’ll spread my wings and I’ll learn how to fly I’ll do what it takes til’ I touch the sky And I’ll make a wish Take a chance Make a change And breakaway Out of the darkness and into the sun But I won’t forget all the ones that I love I’ll take a risk Take a chance Make a change And breakaway
+kelly clarkson lyrics
لعنت به من
لعنت به من که وقتی می فهمم یکی از دوستام از شوهرش طلاق گرفته تازه به یادش می افتم.تازه فکر می کنم کاش که این همه راه کوبیده بود اومده بود ایران می رفتم پیشش.
لعنت به من که وقتی میبینم دوستام به یه مشکلی بر خوردن یادشون می افتم.دلم می سوزه براشون و می خوام کمکشون کنم.یعنی اگه همیشه حالشون خوب باشه دلیلی نداره ازشون سراغی بگیرم.
از خودم بدم اومده.فقققققط ویتیرنم قشنگه.توم پر از بیخیالی و سیاهی و...
tragedy of life
The tragedy of life is what dies inside a man while he lives. +Albert Einstein
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند، و ضربان قلبت را تندتر ميكنند، دوری كنی …
+ پابلو نرودا
دلهره
دلهره دارم.الان اسماعیل رفته مصاحبه برای کار جدید.خیلی نگرانشم.اگه به سربازیش گیر بدن.اگه باز وضعمون همین باشه.دلم براش میسوزه.کاش میشد کاری کرد.
شمارش معکوس
10 روز مونده تا دفاع.شمارش معکوس برام شورع شده.
حسه یه آدمی رو دارم که داره از کوه بالا میره و حالا داره قله رو از پشت ابرا میبینه.آدم خیلی وموفقی نبودم اما دیدن چنین روزی تقریبا برام محال بود.منی که روزی 100 بار می خواستم انصراف بدم…
انعطاف
یک “رهبر” انعطاف داره. به خوبی با شرایط کنار میاد و مهمتر از همه قبول می کنه روزی هم باید در نقش یک انسان ضعیف باشه….
پارادوکس جالبیه
ترس ها
سرخپوست ها قبل از هر جنگی ترس هارو با رنگ های مختلف رو یصورتشون می کشیدن.چون باور داشتن ترس چیزی بیرون از وجودشون نیست.هرچه هست ساخته ذهنشونه و باید باهاش مواجه شد
vanity
Vanity is definitely my favorite sin. Self love. It’s so basic. What a drug. Cheap, all-natural,and right at your fingertips.
*Milton-Devil Advocate
آغوشت
و آغوشت
اندك جايي براي زيستن
اندك جايي براي مردن
*آیدا در آینه-شاملو
گلدون های اتاق
به این گلدون ها که تازه اوردن تو اتاقمون خیلی توجه نداشتم تا امروز.امروز صبح به همشون آب دادم.بعد احساس کردم برام مهمن.نسبت بهشون احساس پیدا کردم.خیلی زود…
عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت
تا این عشق با تو چه کند
+روز واقعه
آرزو ها
الان من لحظه هایی ست که دیروز آرزوشو داشتم.
….به فردا فکر می کنم
“It’s easy to fool the eye but it’s hard to fool the heart.” - — Al pacino
تعادل
میگن دنیا تو یه جور تعادله. هر وقت حاضر شدی چیزی رو از دست بدی چیزیه دیگه ای رو بدست می آری.
خوشحالم که این دفعه اشتباه نکردم
فلاپی ها
نامه ها رو میشه دیجیتالی کرد، اون ها رو روی حافظه های نسل جدید ریخت. اما نوشته ها، ماله نسل منه. یعنی نوه هام از دغدغه های امروز من چیزی می فهمن؟
به خاطراتم فکر می کنم….قسمتیش که روی فلاپی هاست
بامدادی
خدا این بامدادی رو نگه داره واسه این وبلاگستون.
یه دو سه تا نوشته خوندم کفرم داشت در میومد بعد رفتم این نوشته های بامدادی در مورد غزه رو خوندم، هاییی انگار که یه سطل آب ریخته باشن رو سرم آروم گرفتم.
آدم این مدلی داریما، ولی کم هستن
حالت تهوع
حالم از موجوداتی که این وسط دلشون برای اسرائیل سوخته بهم می خوره.خاک بر سرشون.
بعد دیگه حالم از این موجوداتی که چسبیدن به حماس و گروه تروریستی و مخالفتشون با مجلسش ملی شون هم به هم می خوره. آخه آی کیو های عالم مثل اینکه یه طرف ماجرا اسرائیله بعد شما ها چسبیدین به اینکه دلیل این همه کشت و کشتار اختلاف بین حماس و دولت فلسطینه؟
کلا هم که یه عده بی وجود فقط بلدن به اسرائیل بگن از این غلطا نکن.بعدش...
Live the life
keep on climbing Look in the mirror and keep on shining
Till the game ends, till the clock stops We gon’ post up on the top spot Living the life
+
هزاران نقطه
همین جوری فکر می کردم چقدر جای تحلیل های هزاران نقطه در این بحث های غزه خالیه.