December 2010
6 posts
اصلا دوست دارم تمام گریه ها و خنده ها و ناراحتی و شادی هام بر اساس یک سری اعتقادات پوسیده مزخرف امل منشانه و…باشه دوست دارم آقا.حال می کنم باهاش. من حال می کنم برای امام حسین ناراحت باشم.فعلا با این حال می کنم بنابر این گور بابای هر الدنگی که راه به راه به اشخاصی که دوستشون دارم فحش میده. امروز مجبور شدم گوگل بازم رو برای همیشه غیر فعالل کنم و بیخیال فالو کردن یه عده هم بشن. آره. من...
Dec 12th
Dec 10th
72 notes
یک رفیقی داشتم( یه جورایی فامیل هم می شدیم) توی دانشگاه حافظ کل قران بود.ایضا همسرش.همیشه توی نمازخونه می نشستیم و در مورد غذاهایی که درست میکنیم حرف می زدیم و آخرشم به اینت نتیجه می رسیدیم که هیچ کدومم بلد نیستیم خانه دار باشیم. سال های آخر بود که  فهمیدم شوهرش یه مریضی لا علاج گرفته.خودش درست نمی گفت.بچه ها که کسی نمی دونست. مادرم توی یکی از عروسی ها از مادرش شنیده بود. بعد فارغ التحصیلی دیگه...
Dec 10th
Dec 7th
91 notes
به طرز احمقانه ای دلم براشون تنگ شده. خیلی مسخره است چرا امسال اینطور شدم. شاید دیگه تهران نیستم و نمی تونم هر وقت خواستم با یکی از بچه ها بریم پیششون. 5 شنبه قراره بیان. 9 تاشون کاش منم بودم کاش می تونستم باشم
Dec 7th
Dec 3rd