جایی برای تنهایی

شاید فقط هر کدوم 20 سال فرصت داشتیم در کنار هم باشیم و از ته دل بخندیم. بعد کم کم لذت کنار هم بودن رو فراموش کردیم

اندوه دوری…اندوه تنهایی…اندوه غربت

عین یه تخته سنگ که گذاشتن روی سینه ات و نمی زاره نفس بکشی

روزگاری که به برادرم فکر می کردم و نمی تونستم براش کار کنم


To Tumblr, Love Metalab