شاید فقط هر کدوم 20 سال فرصت داشتیم در کنار هم باشیم و از ته دل بخندیم. بعد کم کم لذت کنار هم بودن رو فراموش کردیم
اندوه دوری…اندوه تنهایی…اندوه غربت
عین یه تخته سنگ که گذاشتن روی سینه ات و نمی زاره نفس بکشی
روزگاری که به برادرم فکر می کردم و نمی تونستم براش کار کنم
0 notes
POSTED Sunday July 12th